فیلوجامعه‌شناسی


• بیانیه فیلوجامعه‌شناسی: در شرایطی كه نوعی تغییر بنیادین در جهان‌نگری انسان مدرن در حال روی دادن است، نظریه‌های جامعه‌شناسی و اصل جامعه‌شناسی اثباتی نیازمند تجدید نظر می‌نُماید؛ نوعی تجدید نظر اصولی در فلسفه علوم اجتماعی، و پیوند دادن این تجدید نظر با دستاوردهای جامعه‌شناسی تجربی لازم است.

• مقاومتی كه تا چندی پیش، بر سر راه این تحول در جامعه‌شناسی ایران به چشم می‌خورد، در سایر رشته‌های علوم اجتماعی و انسانی، همچون علوم سیاسی، تاریخ‌شناسی، جغرافیا، اقتصاد و روانشناسی مشهود نبود. در علوم سیاسی، موضوع فلسفه و اندیشه‌های سیاسی به عنوان بخش مهمی از نظریه سیاسی محسوب می‌شود و كمك زیادی به ادراكات تجربی ما از موضوعات سیاسی نموده است؛ موضوعاتی همچون قدرت، مشروعیت، فساد، عدالت، انصاف و…. همینطور در زمینه روانشناسی، ادراكات فلسفی در مورد آگاهی، خویشتن، ساختار روانی، و… نیز به كمك آمده‌اند. در زمینه سایر رشته‌های علوم انسانی، پایه، فنی و… نیز به همین ترتیب است.

ادامه مطلب...

طراحی‌های جهادی برای حوزه و دانشگاه

فرستادن به ایمیل چاپ

دکتر حامد حاجی‌حیدری؛ فقط ایده‌ای برای تأمل بیشتر


▬    بخش‌هایی از حوزه و دانشگاه، مطابق طراحی انقلابی پنجاه و هفت، به مثابه نهادهای انقلابی سر برآورده‌اند. به طور ویژه، مقصود من صورت‌بندی‌های تکثیر یافته، در ردیف «اردوهای جهادی» است. این صورت‌بندی‌ها در همین زلزله کرمانشاه به نحو مؤثری کارآمدی خود را نشان دادند، و صبحدم روز بعد از حادثه، پیش از اغلب نهادهای رسمی که در این شرایط موظف به حضور هستند، «حاج حسین یکتا»، در رأس گروهی از طلاب جهادی در یک ورزشگاه و در قلب حادثه اردو زد. آن‌ها با احساس مسؤولیتی که تنها از یک عمق عقیدتی و خوش‌فهم توقع می‌رود، طوری درگیر مهار حادثه شدند، که ناظران امور گفتند که در عمر خود چنین حجمی از جد و جهد را ندیده بودند. در نبود دولتی کارآمد، در حضور دولتی عمیقاً روشنفکرزده، در حضور مدیران غیراتوبوسی که به قول معاون اول رئیس جمهور «آویزان» کشور شده‌اند، اگر این گروه‌های جهادی نبودند، اگر ذهنیت و روحیه جهادی نبود، تلفات پس از زلزله بر تلفات زلزله فزونی می‌گرفت. یک حسی به ما می‌گوید که همان قدر که «حاج قاسم سلیمانی»، به یک چهره تاریخی در عملکرد قاطع و جهادی در فرامرز کشور تبدیل شد، یحتمل، در تاریخ آینده این کشور، نام «حاج حسین یکتا» را در رأس گروه‌های جهادی‌اش، به عنوان چهره قاطع و فیصله‌بخش در مجاهده داخلی این موطن خواهند نوشت. در آینده تاریخ ما خواهند نوشت: در شرایطی که بوروکرات‌های گروه عقلا، اقتصاد هفدهم جهان را به لبه پرتگاه می‌بردند، این، حاج حسین یکتا و گروه‌های جهادی‌اش که پر بودند از طلبه‌ها و دانشجوهای پرانگیزه، کشور را از پرتگاه عبور داد.
▬    چند نکته در مورد این طراحی جهادی زنده کننده در حوزه و دانشگاه مشهود است که تصریح آن‌ها برای تکثیر این الگوها، مفید است:
▬    نخست این که همیشه با مردم در ارتباط باشید؛ دلیل اصلی سرمایه‌گذاری ملت در دو نهاد آموزشی حوزه و دانشگاه، ارائهٔ ایده و خط‌مشی خدمات به مردم است، اما، بزرگ‌ترین اشتباه اکثر تحصیل کرده‌ها این است که برای مردم خود وقت نمی‌گذارند. مردم به جوانان خویش کمک می‌کنند که مشکلات موجود را با ارائهٔ افکار نوآور و خط‌مشی‌های تازه شناسایی و حل کنند. جوانان فعال در گروه‌های نوظهور جهادی از مردم می‌پرسند: دقیقاً به دنبال چه خدماتی هستید که هنوز کشور نتوانسته است به شما عرضه کند؟ اگر از شرایط خود رضایت ندارید، لطفاً دیدگاه خود را توضیح دهید و ما را راهنمایی کنید که مسائل شما و راه حل‌های احتمالی را کشف کنیم. روش گروه‌های جهادی این است که رفتار مردم را در مقیاس محلی و با حضور مستقیم در زیست-بوم تحلیل کرده و، سپس، با توجه به آن‌ها، روی نقاط ابهام دانش خود کار می‌کنند. در نتیجه، بهترین دانشجویان من، حداقل یک تابستان را در ارتباط با اردوهای جهادی گذرانده‌اند، و بدین ترتیب شاخک‌هایشان در سر کلاس، به مسائل مهم گیر می‌کند. آن‌ها هم به رشد جامعه کمک کرده‌اند، و هم به رشد آکادمی.
▬    نکته دوم این است که دانشجویان و طلاب فعال در گروه‌های جهادی، همواره امکانات را تحت نظر دارند. آن‌ها بیهوده غر نمی‌زنند، بلکه با دید مثبت می‌کوشند تا از کمترین امکانات، مقدوراتی برای حل دشواری‌ها «بسازند». بدین ترتیب، آن‌ها به بیماری اپیدمی دانشگاه‌های ما، یعنی بیماری «روشنفکری غرغرو» گرفتار نمی‌شوند. اصولاً آدم‌ها دو دسته‌اند: دستهٔ اول کسانی هستند که بیشتر نق می‌زنند، اغلب فقط مشکلات و گرفتاری‌ها را می‌بینند و اوقات دیگران را تلخ می‌کنند و همه را در مسیر بهبود سرد می‌سازند. و دستهٔ دوم افرادی هستند که در هر شرایطی، امکانات خوب را تشخیص می‌دهند و آن‌ها را غنیمت می‌شمارند. مطمئناً دستهٔ دوم افراد موفق‌تری هستند.
▬    جوانان فعال در گروه‌های نوظهور جهادی با این سؤال‌ها، دید مثبت را در خود تیز می‌کنند: چگونه می‌توانیم بیشترین بهره را از اتفاق‌ها ببریم؟ چه موقعیت‌های جدیدی را می‌توان «به وجود آورد»؟ چه فرصت‌ها یا موقعیت‌های نوظهوری در آینده «اتفاق خواهند افتاد» که ما بتوانیم از آن‌ها در جهت تکمیل برنامه‌های جهادی امروز استفاده کنیم؟ خصوصاً، با برنامه‌های ما چه انسان‌ها و افکاری در زیست-بوم رشد خواهند کرد که آینده را در مسیر درست‌تر تقویت کنند؟ 
▬    نکته سوم این است که باید موطن و زیست-بوم اسلامی خود را هدف اصلی تحصیل و تحقیق قرار دهیم؛ بیهوده، در فضای نامتناسب پیش‌فرض‌های غربی نغلطیم. روی توسعه و بهبود کشور فکر و کار کنیم. از بازخورد مردم خود استفاده کنیم و مطمئن شویم که بهترین تجربه را برای مردم که همان خانواده ما هستند رقم می‌زنیم. آیا مردم قادر هستند به راحتی داخل دانشگاه یا حوزه علمیه ما بیایند و نیازهای خود را با استادان و شاگردان مطرح کنند و نسخه عملیاتی بگیرند و بروند؟ آیا در دانشگاه یا حوزه علمیه ما، تعامل با مردم تسهیل می‌شود؟ و از آن بیش، آیا استادان و شاگردان به میان مردم می‌روند و در قامت طبیبی دوره‌گرد در می‌آیند که در ملاقات با مسائل مردم هم مردم را رشد دهند، و هم آکادمی را؟
مأخذ:رسالت
هو العلیم

نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
<strong> <em> <span style="text-decoration:underline;"> <a target=' /> [quote] [code] <img />   
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.